سوفیاسوفیا، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 13 روز سن داره

دلنوشته های مادرانه

یه خریده هول هولکی اما دلچسب وقشنگ

1391/9/25 22:00
نویسنده : ملوس
76 بازدید
اشتراک گذاری

سوفیای عروسکم

 

راستش ظهر روز17 دی بود که مامان جون با بیمارستانت تماس گرفت تا حالت رو بپرسه...وبیمارستان بهمون گفت که شما یکی دوروزه که حالت خوبه ومن باید فردا برم بیمارستان وپیشت بمونم برای اینکه بهت شیر بدم...برای همینم سریعا من ومامان جون آژانس گرفتیم وراهی خیابون جامی شدیم تا برای تو که هنوز تخت وکمد نداشتی، سرویس خواب تهیه کنیم...

ساعت سه راهی شدیم وچهار توی خیابون جامی بودیم...راستش تقریبا میدونستم چی میخوام وبرای همینم وارد اولین مغازه که شدیم یه تخت وکمد ناز قرمز ومشکی برات پسندیدیم وگفتیم که تا یک ساعت دیگه اونا رو بیارن خونه...

بعد از اوردن تخت وکمد به خونه ،من ومامان جون به سرعت مشغول تخلیه نایلونهای محتوی سیسمونی شما شدیم که توی این مدت مامان جون وبعضا من اونهارو برای شما خریده بودیم...طوری که ساعت هشت ونیم شب تمام وسایل جابجا شده بود ومن روی تخت برای استراحت دراز کشیده بودم...

عزیزکم مبارکت باشه!

٢٥دی91

ساعت21 و31دقیقه

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)