سوفیاسوفیا، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 17 روز سن داره

دلنوشته های مادرانه

روزعشق ما

یاسمین.....   دخمل نازم....میدونی اگر پارسال سر موقع به دنیا اومده بودی وبه اسمونا پرنکشیده بودی امشب خونمون چه خبر بود؟؟؟ امشب خونمون پربود از بادکنک های رنگی...قاقا لی لیای خوشمزه...کیک تولد وژله های رنگ به رنگ....یه عالمه مهمون ویه دنیای شادی! روی کیکت یه شمعه "یک" میذاشتیم وکلی فیلم وعکس ازت میگرفتیم....یه عالمه کادوهای خوشگل میگرفتی....یه لباس پرنسسی ناز هم تنت میکردم وصورتت رو غرق بوسه!!!! وااااای خدا حتی فکر کردن به چنین روزی هم قلبم رو پراز شادی میکنه!!!! خدایا به امید اون روز....روزی که تولد فرشته قشنگم رو ببینم....! یاسمین برام دعا کن.... راستی حواست هست اگر به دنیا اومده بودی...روز تولدت روز عشاق بود؟؟؟تو هم م...
25 دی 1390

خونه مادربزرگه

فرشته های قشنگم   سلاااااام.... دیروز عصربا بابا رفته بودم انقلاب که از کنار اون دوتا مغازه دوست داشتنی اطراف میدون که محصولات فرهنگی میفروشن داشتیم رد میشدیم که چشمم افتاد به سری سی دی های برنامه مورد علاقه بچگی هام :"خونه مادربزرگه!" همونطور که داشتم پیراشکی مو دولپی میخوردم ذوق زده به بابامرتضی گفتم من اینو میخواااام!!!! اونم نزد تو ذوقمو گفت باشه میخرم.....! وخرید.....   دلم نمیاد پکش رو باز کنم!میدونید چرا؟!دلم میخواد اونو روزی باز کنم که شماها برگردید پیشم!به عشق شماها بازش کنم...همونطور که شاید به عشق شماها خریده باشمش! دلم میخواد نی نی های قشنگم هم از اونچه که من لذت میبردم لذت ببرن! یعنی میشه؟؟؟؟؟ به ...
24 دی 1390

خدایا شکرت بخاطر این روزهایم...

خداجون سلااااااااااااااام   امشب اومدم تا ازت تشکر کنم....بخاطر هدیه ارزشمندی که تا دیروز کمتر ازش بهره مند بودم .....خدایا شکرت ...بخاطر قلب آرام ومطمئنی که این روز ها بهم عطا کردی....به لطف بنده های خوبت! خدایا ازت ممنونم که این روز ها بهم توفیق این رو عطا کردی که بتونم تو مراسم عزاداری برای بهترین بنده های روی زمینت شرکت  کنم وآرامش رو برای قلبم وهمسرم به ارمغان ببرم! خدایا شکرت بخاطر دوستای خوبی که بهم عطا کردی...دوستایی که به حسینت...به اهل بیت معرفت دارن ....دوستایی که وجودشون...گفتار ورفتارشون مایه صبر وآرامشه! ................................................................................................ &...
23 دی 1390

یه شعره قشنگ...

عاقبت در یک شب از شبهای نور کودک من پا به دنیا می نهد   ان زمان بر من خدای مهربان نام شورانگیز مادر میدهد   بینمش روزی که طفلم همچوگل درمیان بسترش خوابیده است بوی او چون عطر پیک یاس ها درمشام جان من پیچیده است پیکرش را میفشارم در برم گویمش چشمان خودرابازکن همچوعشق پاک من جاویدباشدرکنارم زندگی اغاز کن.... ١٨دی90
18 دی 1390

نگرانم...اما امیدوار

فرشته های قشنگم سلام چند وقتی بود خیلی مریض وکم حوصله بودم...هنوز هم زیاد روبراه نیستم!معده درد قدیمی وکهنه من بازم عود کرده بود وطاقتم رو طاق!(نمی دونم طاق رو درست نوشتم یانه!)اولش فکر کردم شاید یه نی نی دیگه تو راهه ولی....امروز فهمیدم که نه خیر....همش زیره سره معده مه و شاید هم یه بخشیش تلقین....هه هه خنده داره تلقیننننننن....اونم برای من!که شاید تجربه مادر شدن واقعی رو نداشته باشم ولی حداقل بارداری رو دوبار تجربه کردم....تلقین برای اونایی که برای بار اوله که میخوان بارداری رو تجربه کنن!نه منننننننننننن! خدایا .....می خوام باهات درددل کنم....خودتم خوب میدونی چرا....شاید برم پیش یه روانشناس ومشاور....با اینکه اشتیاقم برای نی نی دار شدن...
13 دی 1390

بی وفا

مروارید قشنگم هیچ میدونی قرار بود چنین روزی یعنی ۵دی به دنیا بیای؟؟؟؟ولی تو هم رفتی مامانتو همینطور چشم انتظار گذاشتی!خیلی بی معرفتی...ولی من بازم دوستت دارم! ٥دی90 ...
5 دی 1390

میلادمسیح مبارک

  امشب می خوام به یه کسی سلام کنم که تاحالا نکردم...تولد کسی رو تبریک بگم که تاحالا نگفتم  واز کسی کمک بخوام که شاید تاحالا ازش هیچ وقت کمک نخواسته بودم....   امشب میخوام بگم سلام بر تو ای روح خدا...عیسای مسیح....سلام برتو ای عیسای پاک   سلام بر تویی که اومدنت یه معجزه ی بزرگ بود ورفتنت به آسمونها هم یه معجزه بزرگتر   تویی که جزء پنج مرد بزرگ خدا بودی ...سالروزتولدپاکت رو اول به مادرپاکت مریم وبعد خودت وهمه دوستدارانت مبارک بادمیگم....   وای که چه لحظه قشنگ ورویاییه برای یه زن وقتی که مادرشدنش رو بهش تبریک میگی...وقتی خبر از به دنیا اومدن کودک سالم ومعصومش رو بهش میدی! &nb...
3 دی 1390