شرحی بر احوالات نی نی ملوس
دختر قشنگم
قصدم از نوشتن این پست فقط شرحی بر احوالات این روزهای تو فرشته ی کوچولوئه!
عزیزم این روزا دیگه کاملا حرکاتت رو احساس میکنم...شما بیشتروشاید همش شبها بیداری وحرکت میکنی...روزها فقط بعد از خوردن غذا ویا شنیدن بعضی از موسیقی هاوآهنگ ها،مثلا من عاشق ترانه "نگوبدرود" خانوم گوگوش شدم وهروقت اونو میشنوم به شدت احساساتی میشم...جالبه !خیلی هم برام جالبه!مثلا ده دقیقه ای میشه که دارم متوالیا چند تا ترانه مختلف رو گوش میدم اما تو همچنان اروم وبیحرکتی اما به محض شروع این ترانه تو هم مثل من گویا غرق احساس میشی وشروع میکنی به حرکت!
یه وقتا خوابی...اما همینکه بابا میاد خونه وصداش رو میشنوی، شروع میکنی به حرکت!
راستی فکر کنم اصلا پلو مرغ دوست نداری....می دونی چرا؟اولای بارداریم که ویار داشتم که هروقت مرغ میخوردم با عرض معذرت اون رو بالا می اوردم وحالام که ویارم تموم شده هروقت میخورم استثناءن بعد از این غذا یا اصلا تکون نمیخوری یا خیلی خیلی کوچولو!
اینم بگم بعضی شبا که خیلی شیطون میشی وزیادی تو دل مامان ورجه وورجه میکنی، یه ملافه تیره وبعد هم یه پتوی گرم میندازم روی دلم...اینطوری درست مثل جوجه کوچولوهای ناز نازی که وقتا جاشون تاریک وگرم میشه زود آروم میشی و سریع لالا میکنی!این کارو از مجله شهرزاد یاد گرفتم!
عزیزم فعلا از شیرین کاری های شما همین قدر یادم بود...
مواظب خودت باش تا روزی که سالم بیای تو بغلم...
٢٣آبان٩١


شرحی بر احوالات نی نی ملوس
