روزهایی که نبودم...
اول آذر ماه بود که شب به خونه مامان جون رفتم ودو شب بعدش یعنی شب تاسوعا بود که فکر میکنم بخاطر درازکشیدن تو وضعیت نامناسب وتا حدی هم سرما پهلوی چپم درد گرفت...فکر میکردم تا صبح خوب میشم اما صبح که برای نماز بیدار شدم همچنان پهلوم درد میکرد...اول با اورژانس تماس گرفتم که بهم گفتن احتمال زیاد عفونت ادراریه وباید سریعا به بیمارستان مراجعه کنم وبعد با دکترم خانوم حنطوش زاده...ازم خواستن به نزدیکترین بیمارستان برم...منم با کمک مامان جون ابتدا به بیمارستان هدایت رفتم ولی با تماس خوده شخص خانوم دکتر (که انشاالله خدا بهشون سلامتی بده که روز تاسوعا وتعطیل ساعت ۶ صبح اینقدر احساس مسئولیت دارن) به بیمارستان ولیعصر(عج) بیمارستانی که خودشون رئیس بخش زنان...


