دلنوشته های مادرانه
برای فرشته هایی از جنس آسمون وزمین


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید




ادامه مطلب


[موضوع : گنجه مادرجون]
[ دوشنبه 2 تير 1393 ] [ 12:15 ] [ ملوس ]


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید




ادامه مطلب


[موضوع : ]
[ دوشنبه 12 خرداد 1393 ] [ 21:2 ] [ ملوس ]


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید




ادامه مطلب


[موضوع : ماه کوچولو ماهتر شد!]
[ جمعه 12 ارديبهشت 1393 ] [ 0:14 ] [ ملوس ]

میگن شب آرزوها، فرشته بارونه خدا تو آسمونه...

اما چه غم که خدا یکی از بهترین فرشته هاشو مهمون آغوشم کرده!

 

خدای خوب ومهربونم، دوسال پیش تو یه همچین ماه وروزهای قشنگی بود که فهمیدم یه فرشته کوچولو تو راه دارم!فقط خودت میدونی که چقدر دعا کردم ودعا شدم تا به سرم منت گذاشتی وعنایت کردی یه نازدونه بهم دادی!

خدایا به حق همین شب بزرگ وقشنگ...به حق همه آدمهای خوبت این هدیه قشنگ ، یعنی فرزند رو به تموم اون کسانی که آرزومندش هستن ، زیر سایه صاحب الزمان عنایت کن! خصوصا دوستای گلم یثنا ومامان زینب و...

خدایا خودت از دل همه آدما خبر داری...به حق همین شب قشنگ هرکس هر آرزویی تو دلشه ، به زودیه زود برآورده به خیرش کن وبعد یه نگاهی به دل منم بنداز وخواسته های دلم رو برآورده به خیر بگردون...به زودیه زود! میدونی که دیگه دارم بی طاقت میشم...پس کمکمون کن!

خدایا بابت تموم داشته ها ونداشته هام ، شکرررررررررررر!



[موضوع : دعا]
[ پنجشنبه 11 ارديبهشت 1393 ] [ 21:00 ] [ ملوس ]


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید





[موضوع : حوض نقره]
[ پنجشنبه 11 ارديبهشت 1393 ] [ 19:59 ] [ ملوس ]

عزیز دل مادر:

این روزها بی نهایت شیطون شدی وصد البته شیرین! هم شیرین زبون وهم شیرین وجود!البته به قول قدیمی ها بچه هرچی شیطون تر سالمتر!

یاد گرفتی بالش بزاری زیر پاهات وبری بالای تخت ومبل!بالش بزاری زیر پاهات وقدت بلند بشه واز روی میزتوالت یا جاهای دیگه که قدت نمیرسه وسیله برداری...

تا یه کار شیطونی میکنی که متوجه میشی منو ناراحت میکنه میای ومن رو تند تند میبوسی!میدونی با این کارت تسلیم میشم!

خیلیییییییییییییییی بامزه عروسک های محبوبت یعنی مریم ومحمود رو خصوصا صبح ها که از خواب بلند میشی بغل میکنی وناز میکنی ومیبوسی! با یه ناز خاصی محمود رو بغل میکنی ومیگی: "محححححححححموووووووووووووود"!

چندوقتیه یادگرفتی وبا یه شیرینی خاص میگی "دواززه" یعنی دوازده! ماجرا ازون جا شکل گرفت که من وبابا مرتضی ظهر روز دوم عید بود که داشتیم راجع به ساعت دوازده صحبت میکردیم که شما هم این کلمه رو یاد گرفتی ودرکمال تعجب منوبابا دیدیم که داری میگی دوازززه!اونقدر شیرین ونمکین این کلمه رو تکرار کردی ودهانت رو بامزه موقع تلفظش کج وکوله میکردی که من وبابا وخیلی های دیگه عاشق این دواززه گفتنت شدیم که بارها وبارها ازت خواهش کردیم تکرارش کنی وحالا شده یکی از کلماتی که میدونی با گفتنش ما تسلیمت میشی ومسحور کلامت!

کلمات دیگه ای هم یاد گرفتی:

زشششششش  یعنی زشت

هیجده یعنی همون هجده

جیشق یعنی عشق

دبز یعنی سبز

درد بعنی زرد

گو یعنی گل

جیش یعنی پوشک

اوووووه یعنی الله اکبر یا بعبارتی یعنی نماز

وقتی بهت میگیم نماز بخون خیلی بامزه ویواش شروع میکنی به حرکت دادن لبهات واروم کلمات نامفهوم گفتن...یعنی داری با صدای اروم مثل مامان وبابا حمد وسوره وعبارات نماز رومیخونی!

راستی چند وقت پیش یه کار خنده دار هم کردی ...کنار من توی اشپزخونه بودی ومن داشتم برات تخم بلدرچین نیمرو میکردم که یهو دیدم صدای قررررررچ اومد...با دیدنت هم خندم گرفته بود وهم گریه!دریک لحظه غفلت من از فرصت استفاده کرده بودی ویه پوسته تخم بلدرچین رو که تقریبا درسته بود از سطل زباله برداشته ومستقیم گذاشته بودی توی دهانت!خداییییییییی من....

راستی کاملا یاد گرفتی که خودت با لیوان آب بخوری...نوش جان مادر!

 

 



[موضوع : کودکانه ها]
[ چهارشنبه 20 فروردين 1393 ] [ 12:09 ] [ ملوس ]

جواهر الماس نشونم، سوفیای قشنگم:

چند روزی هست که متوجه شدم دوتا دندون کرسی سفید وخوشگل از بالا ودوتا دندون کرسی سفید وخوشگل دیگه از پایین روی لثه های ظریفت جوونه زده! مادر فدات بشه ...چقدر رنج وعذاب کشیدی تا این شکوفه های قشنگ روی لثه هات جوونه زدن!خسته نباشی مادر!دست پر وارد سال جدید شدی ها!

ولی بدون این تازه اول راهه دنیاست...باید قوی وباشی وپرطاقت!

قشنگم...

این چهارتا مروارید قشنگ مبارکت باشه...انشالا کلی خوردنی های خوشمزه باهاشون بجوی!



[موضوع : اولین ها]
[ چهارشنبه 20 فروردين 1393 ] [ 11:42 ] [ ملوس ]


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید





[موضوع : حوض نقره]
[ چهارشنبه 13 فروردين 1393 ] [ 20:40 ] [ ملوس ]

دختر قشنگم، ترانه بهاری مامان:

آخرین روز از ماه پانزدهم زندگیت در حالی سپری شد که ما یک عااااااااااااااااااااالمه مهمون داشتیم وتو خونه مامانی بودی!یه عالمه مهمون از عمه وعمو گرفته تا خاله بابا همه برای ناهار خونمون دعوت بودن وبرای اینکه شما کمتر اذیت بشی بابا مرتضی شما رو صبح با آژانس برد خونه مامانی !شما رو برد وبا اینکه میدونستم شب برمیگردی ، بخاطر رفتنت پشت پنجره برات اشک ریختم!

آخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ که چقدر دوستت دارم وچقدر خدارو شکر میکنم بخاطر بودنت!

نازنینم ، پانزده ماهگیت مبارک!



[موضوع : ماه کوچولو ماهتر شد!]
[ سه شنبه 12 فروردين 1393 ] [ 12:31 ] [ ملوس ]


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید





[موضوع : قلب نوشته هایی برای سوفیا]
[ پنجشنبه 29 اسفند 1392 ] [ 13:02 ] [ ملوس ]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 26 صفحه بعد
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

من مامانه دوتا فرشته آسمونی ویه فرشته زمینی هستم....فرشته های آسمونی من به نام های یاسمین ومرواریدهستن....یاسمینم مثل گل زود پر پر شد و7مهرماه 89 درحالی که تنها 5ماه از عمرش رو در وجود من گذرونده بود پرکشید به اسمونها...مرواریدم هم که هنوزقده یه مروارید کوچولو بود...7خرداد90 پرکشید به اسمون.... فرشته زمینی من "سوفیا" بعد از کلی سختی وانتظار 12دی ماه 91 ، بالهاش رو چید وزمینی شد...واین چنین با دستهای کوچولوش تاج مادری رو برسرم گذاشت!
آرشيو مطالب
آمار وبلاگ
آنلاین : 1
بازدید امروز : 25
بازدید دیروز : 11
بازدید هفته گذشته : 121
کل بازدید : 35919
امکانات وب